مسافری که به نوکنده آمد و از نوکنده نوشت
در مسير پرپيچ وخم جاده هاي ايران ازتهران كه به گفته كارشناسان اهل فن دومين شهرآلوده جهان لقب گرفت بسوي شمال ايران حركت كردم كه هواي آلوده جاي خود را با آواز چكاوك ها و سرسبزي چمن هاي سرسبز شمال عوض كرده بود تابلوي زيبايي نظرم را جلب كرد كه نوشته بود (سرزمين طلاي سفيد) مسافران هركدام به شهري و با هدفي مشخص مسيري را طي مي كردند من خوشحال بودم به شهري مي روم كه عاشق ورزشند و مرام ورزشي دارند من هم به عشق ورزشكاران اين ديار نوكنده را انتخاب كرده بودم آدرس صحيح اين شهررا نداشتم دلخوشي ام براي شناسايي اين شهر زيباي گمنام شمال اعتبار ورزشكاران بود كه عناوين آسيايي و جهاني را با افتخار در اختيار داشتند ماشين جهت ساعت زدن جلوي پليس راه نوكنده توقف كرد.
بعد از توقف ماشين از مسافران خداحافظي كردم به عشق ريش سفيدان، پيشكسوتان ورزشي از همه مهمتر به عشق بيش از پنجاه شهيد سرافراز جبهه ها بوسه بر خاك نوكنده نهادم آموختم بوسه بر خاك كه تربت پاك شهيدان را در اختيار دارد افتخار است در اولين برخورد با پير مرد خوش سيمايي روبرو شدم سلام كردم سلام پر از محبت عاطفه ي اين پيرمرد سبب دلگرمي من گرديد ناشناخته مرا دعوت كرد درجواب پيرمرد گفتم من مسافر خسته و غريبم اين مرد خوش سيما جوابم را داد شما مهمان هستیدومهمان حبيب خدااست بعد از احوال پرسي صميمانه، از من خواست براي چه به نوكنده آمده ام گفتم براي تهیه گزارشی از اوضاي ورزشي و جغرافيايي و فرهنگی نوكنده . پیرمرد دانایی بود و در مورد نوکنده اطلاع کاملی داشت و چیزهای با ارزشی را بیان کرد که :
نوكنده از مهمترين و بزرگترين شهرهاي بخش بندرگز است كه در فاصله 7 كيلومتري جنوب غرب بندرگز و در پاي پيشكوههاي دامنه شمالي البرز شرقي بر سر راه ارتباطي شهرهاي مجاوري مانند بنفش تپه و مزنگ واقع شده و فاصله آن تا جاده اصلي كه پاسگاه پليس راه نوكنده در مجاورت آن قرار دارد ؛در حدود 2 كيلومتر است .
اين شهر به علت موقعيت خاص جغرافيايي و وجود جنگلهاي جهان مورا در جنوب آن و داشتن آب و هواي معتدل و خاك مساعد از پيشرفت نسبتاً خوبي برخوردار است .